آنچه دوست دارم برای دوستانم بگویم

critical thinking

Critical thinking has some parametric and manifestation as rational, holistic, webbed, original, suspend closure and …. If you want to learn critical thinking, learning those parametric of critical thinking is not enough, because when education occurs that you have a level of the concept of critical thinking. And this processes when is occurred that you transform those parametric in your living.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

تفکر نقادانه – ویژگی های یک تفکر نقاد


برای اینکه تفکر نقادانه را خوب متوجه بشویم لازم است که انسان یک تصویر کلی از آن در ذهن خودش داشته باشد، فرق آن را با تفکر غیر نقادانه بداند. چون شاید شما هم مثل من وقتی صحبت از نقد و تفکر نقادانه می شود، یاد آقای فراصتی در تلویزیون بیافتید و یا انسان هایی شبیه ایشان، ولی به نظرم تفکر نقادانه تصویر بهتر و دوست داشتنی تری دارد.

کسانی که تفکر نقادانه دارند چند مشخصه دارند که با توجه به آن مشخصه ها می توان آن ها از کسانی که این تفکر را ندارند، متمایز کرد، البته شما هم خوب می دانید که هر کسی امکان دارد، سطح متفاوتی از تفکر نقادانه  و یا غیر نقادانه داشته باشد. و شاید بهتر باشد تفکر را یک طیف ببینید که یک طرف آن نقادانه و طرف دیگر آن غیر نقادانه است و هر انسانی که اهل تفکر است در جایی از این طیف قرار می گیرد. و مشخصه هایی که در اینجا مطرح می شود مربوط به سر طیف نقادانه می باشد.

کسانی که تفکر نقادانه دارند، به موضوعات به صورت سیاه و سفید نگاه نمی کنند بلکه آن را طیفی کاملی از رنگ ها می بینند

کسانی که تفکر نقادانه دارند، به موضوعات تک بعدی نگاه نمی کنند بلکه هر موضوعی را که یاد می گیرند در دیگر زمینه ها هم استفاده می کنند.

کسانی که تفکر نقادانه دارند، در جزییات متمرکز نمی شوند، بلکه با تصویر کلی موضوع، به نحوه شکل گیری و نحوه ارائه آن فکر می کنند.

کسانی که تفکر نقادانه دارند، به منطق و دلیل بیشتر از احساسات و هیجانات توجه دارند.

کسانی که تفکر نقادانه دارند، بیشتر به جای اینکه به چه طور ، چگونه رخ دادن اتفاقات فکر کنند به چگونه فکر کردن به آن اتفاقات اندیشه می کنند.

کسانی که تفکر نقادانه دارند سعی می کنند مشاهدات خود را تحلیل کنند و آن را از زوایای مختلف ببینند.

....

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

تفکر نقادانه

تفکر نقادانه موضوعی است که این روز ها ذهنم را خوب درگیر کرده است. موضعی که اگر اصلاح انگلیسی آن یعنی Critical Thinking در اینترنت و موتورهای جستجو گر سرچ کنید، خواهید دید که چه خبرهاست.

تفکر نقادانه، اختراع و یا کشف امروز بشر نیست، روشی است که گذشته ها نیز توسط اندیشمندان استفاده می شده ولی امروز اندیشمندان این حوزه آن را آکادمیک کرده وبرای ما توضیحش می دهند و آن را راه حل بسیاری از مشکلات فکری ما می دانند. شاید برایتان جالب باشه که این نوع تفکر می تواند در بسیاری از موارد به ما کمک کند، به طور مثال:

تفکر نقادانه را یک روش عمیق و کارآمد در یادگیری زبان دوم می دانند.

تفکر نقادانه را یک روش کارآمد برای فهمیدن و شناخت معنا در زندگی می دانند.

تفکر نقادانه را یک طریق کارآمد برای شناخت خویشتن انسان می دانند تا انسان به کمک آن از خود دروغین خود فاصله بگیرد و به خود واقعی اش نزدیک بشود.

تفکر نقادانه یک راه مناسب برای دیدن اطراف و فهمیدن آن می دانند.

تفکر نقادانه شده دغدغه این روز های من، و من سعی خواهم کرد آنچه را در این موضع فهمیده ام، اینجا برای شما بنویسم. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

رقابت درونی

خیلی از رقابت ها از درون ما انسان ها شروع می شودو بدون اینکه در بیرون ما کسی بداند و یا حتی احساس کند، در درون خودمان با دیگران رقابت می کنیم. در نتیجه بخشی از کنش و واکنش های ما با دیگران حاصل این رقابت درونی است. این رقابت درونی  آن چنان انگیزه ای قوی می شود که کسی از بیرون ما نمی تواند آن را تحلیل و کشف نمایدو متحیر از این همه انگیزه می شود. نکته دردناک این رقابت در این است که انسان سال های عمر گران بهای خود صرف رقابت با کسی می کند و با فرض بر اینکه بر آن هم پیروز بشود، تازه می فهمد که رقابتی در بیرون نبوده است و این پیروزی هم برای انسان دستاوردی نداشته است. این پیروزی ها از آن جنس موفقیت هایی هستند که پس از رسیدن به آن انسان احساس رضایت و شادی نمی کند . در این حالت ما به جای توسعه و رشد استعدادهای خودمان، عمرمان را هدر داده ایم. 

پس بهتر است به انگیزه های خودمان بیشتر دقت کنیم و ببینیم که این انگیزه ها از کجا می آید و چرا در درون ما شکل می گیرند؟ 

شاید بد نباشد که هفته گذشته خود را مرور کنید و ببینید کارهایی را که انجام داده اید با چه انگیزه ای بوده است و این انگیزه ها از کجا آمده بودند؟  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

سخترین زندان

سخترین زندان افکار میله شکلی هستند که به مانند درب زندان  آن قدر به هم نزدیک شده اند که اجازه نمی دهند تا تو برای لحظه ای هوای آزاد آزادی چه در روشنایی روز و چه در تاریکی شب، احساس کنی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

چرا اعتراض نمی کنیم؟


پیش نوشت: یکی از عادت های من این است اگر کسی خطایی انجام بدهد و حقی از من را ضایع کند، دنبال اعتراض کردن و گرفتن حقم نیستم. و این عادت بارها باعث ضربه خوردن و ناراحتی من شده است، به همین دلیل چند وقتی است در حال تقویت روحیه مبارزه گر بودن برای رسیدن به اهداف شخصی در زندگی ام هستم. در هفته گذشته دو تجربه در این زمینه داشته ام، که در اینجا به آن دو اشاره خواهم کرد و سپس به دلایلی که باعث می شود ما دنبال اعتراض کردن و انتقاد کردن نرویم خواهم پرداخت.

تجربه اول:   به طور معمول وقتی که فصل گرما می رسد، تعمیر و راه اندازی سیستم سرمایش در اولویت قرار می گیرد. من هم برای راه اندازی سیستم سرمایش منزل، به شرکت تهویه سپهر زنگ زدم تا برای تعمیر و راه اندازی ایرواشر (نام سیستم سرمایشی) اقدام کنند. طبق معمول این چند سال، شرکت اعلام کرد که متقاضی زیاد است و طی چند روز آینده مراجعه خواهند کرد. خوب چند روز بعد آمدند و سیستم توسط کارشناس شرکت بازدید شد و کارشناس شرکت گفت که پاور سیستم و موتور فن دوم دستگاه سوخته و نیاز به تعویض و راه اندازی دارد و برآورد کرد که هزینه ای در حدود 900 هزار تومان لازم باشد. و برای انجام این بازدید و اعلام نظر کارشناسی هم مبلغ 45 هزار تومان دریافت کرد. بعد از چند روز دوباره به شرکت زنگ زدم خواستم برای تعمیرات نهایی بیایند. بعد از حدود 10 روز از شرکت برای هماهنگی تعمیرات زنگ زدند و توقع داشتند که من قبل از آمدن آنها سیم کشی را تعویض کرده باشم. من  اصرار داشتم خودشان این کار را انجام بدهد ولی آن ها قبول نکردند. خوب فصل گرماست و این شرکت هم انحصاری. رفتم یک برق کار حرفه ای برای سیم کشی دستگاه آوردم. برق کار یک نگاهی به سیستم انداخت و با هزینه 90 هزار تومان (یک دهم هزینه اعلامی کارشناس) سیستم را راه اندازی کرد با همان پاور و همان موتو فن، الان سیستم داره بهتر از گذشته کار می کند. معمولا من این طور مواقع بی خیال اعتراض و یا شکایت می شدم ولی این بار با توجه به تصمیمی که گرفته بودم زنگ زدم به شرکت و در بخش صدای مشتری انتقاد و اعتراض خودم را مطرح کردم. چند ساعت بعد از شرکت با من تماس گرفتند و پیگری موضوع شدند و من هم برای آن ها موضوع را به طور کامل شرح دادم. حسی خوبی را بعد از این تلفن تجربه کردم و از اینکه حرفم را زده بودم خوشحال بودم

تجربه دوم: مربوط می شود به روزی که مهمانی داشتیم و من صبح زود رفتم میوه فروشی، میوه سفارش دادم و قرارشده میوه فروش میوه ها را ساعت 10 با پیک رایگان به منزل ببرد. میوه فروشی طبق قرار کار خود را انجام داده بود.نزدیک ظهر همسرم از منزل با تماس گرفت و از تعدادی از موز ها گلایه داشت، و آنها را مناسب برای مهمانی نمی دانست. من معمولا این طور مواقع زنگ نمی زدم به میوه فروشی تا اعتراض کنم، ولی این بار با توجه به قراری که با خودم گذاشته بودم این کار را کردم و میوه فروش هم قبول کرد و یک پیک فرستاد تا میوه ها بیارد و موز های سالم و مناسب را برگرداند. از اینکه این کار باعث جنگ اعصاب نشد و  سریع حل شد حس خوبی به من داد و احساس کردم که اعتراض کردن و انتقاد کردن هم کاری خوبیه .

در بررسی اینکه چرا اعتراض نمی کنم چند نکته مهم به نظرم می رسد که در اینجا به آن ها اشاره خواهم کرد:

1-    کمال طلبی

خیلی وقت ها، به دلیل کمال طلبی اعتراض نمی کنیم، به این معنی که انتظار داریم اعتراض شنیده شود، درک شود و ترتیب اثر داده شود و چون احتمال می دهیم در هر مرحله امکان دارد، به اعتراض ما بی توجهی شود از اعتراض منصرف می شویم. در اینجا یک تغییر دیدگاه لازم است. و آن اینکه تو به انجام اعتراض مامور هستی نه به نیجه آن، هر چند برای رسیدن به نتیجه هم باید تلاش کرد. و اگر اعتراض نکنی علاوه بر اینکه عزت نفس خود را پایین آورده ای، و حس و حال خودت را خراب کرده ای، وظیفه ات را نسبت به دیگران هم انجام نداده اید.

2-    ملاحظه کاری

خیلی از ما انسان ها از زمان کودکی آموزش دیده ایم که نباید کاری را انجام بدهیم تا دیگران نارحت بشوند. و این باعث می شود یک مقاومتی در درون ما ایجاد بشود در مقایل اعتراض کردن، چون  طبیعت اعتراض کردن، ناراحت کردن دیگران است. ولی این ناعدالتی است و ما باید برای بر قراری عدالت ، کسی که حقی را ضایع کرده، متناسب با فعل انجام شده ناراحت و ماخذه نماییم.

3-    ترس از تنش

این روز های در خیلی از جاها مطالبی نشر داده می شود، مبنی بر صلح و دوستی و آرامش و پر هیز از تنش و درگیری، که بسیار خوب هم می باشد. ولی این موضوع با اعتراض منافاتی ندارد، چون قرارنیست هر اعتراض  به تنش منجر بشود. یادمان باشد که ما با اعتراض کردن دوست دارم به آرامش برسیم نه اینکه این اعتراض منجر به تنش و درگیری بیشتر بشود. بهتر است از در مواقع اعتراض، به اینکه فقط اعتراض را مطرح کرده اید، راضی باشید.

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

پاداش گرفتنی است یا دادنی است؟

منطقا این طور به نظر می رسد که پاداش به کسانی تعلق می گیرد که کار ویژه و یا کاری مشکی که اکثرا  قادر به انجام آن نیستند را به خوبی انجام می دهند و پاداش شامل کسانی نمی شود که که یک کار  طبق برنامه و روال  که اجرت آن  از قبل توافق شده است را انجام می دهند.

حال اگر سری به مصوبات هیات مدیره های شرکت های فعال در ایران بیاندازید، می توانید متوجه بشوید آیا تعریف پاداش ها درست است یا نه ؟

به نظر من اگر منصف باشید و اهل عدالت خواهی، در بررسی این صورت جلسه ها، دلتون خواهد گرفت. خیلی از شرکت ها برای اینکه پرسنل شرکت یک کار عادی و طبق روال با درجه کارایی متوسط را انجام داده اند به عناوین مختلف به کارمندان خود پاداش داده اند. من که بخیل نیستم (البته امیدوارم) پاداش نوش  جانشون ولی نکته ای که به نظرم مهم است و باید بگویم این است که من بر این باورم که پیشرفت و یا عدم پیشرفت یک سازمان و یا شرکت در این است که همه چیز سر جای خودش قرار داشته باشد.

بعضی از دوستان به من می گویند که چون حقوق کارمندان کم است ما به بهانه های مختلف به آن ها پاداش می دهیم،

من از آن ها می پرسم که خوب، چرا حقوق آن ها را متناسب و مناسب نمی کنید؟

در جواب من می گویند که اگر از اول حقوق بالاتر بدهیم آن وقت، باید پاسخ گو باشیم ولی وقتی اینطور قرارداد می بندیم، اگر پولی به شرکت برسد، جبران می کنیم، هم آن ها خیلی خوشحال می شوند و هم اینکه ما استرس پرداخت ها را نخواهیم داشت.

البته این دوست ما چند سالی است که جز مدیران موفق می باشد.

ولی سوال من این است اگر حقوق یک نفر به طور مثال یک میلیون است ما حق داریم به او 800 هزار تومان بدهیم و بعد هر 2 یا 3 ماه 400 هزار تومان و یا 600 هزار تومان به او پاداش بدهیم و بر او منت بگذاریم که که هواتو داریم و بعد اگر یک بار پوا نداشتیم که پاداش بدهیم و او پیگیر شد به او بگوییم که :  پاداش دادنی است نه گرفتنی؟

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

شعری از عطار

گر مرد رهی میان خون باید رفت

وز پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به ره درنه و هیچ مپرس

خود ره بگویدت که چون باید رفت

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

خرده مهارت، آرامتر انجام دادن فعالیت ها

بعد از خواندن این پست، تصمیم گرفتم که برایش وقت بگذارم و مدت ها رفتارها و اعمالم را بررسی و کنترل نمایم تا بفهمم چه خرده مهارتی را  اگر انتخاب کنم می تواند در من تغییرات اساس و بنیادی ایجاد نماید.

به مدت یک هفته به بررسی اعمال و رفتارم پرداختم که به بعضی موارد آن اشاره می کنم

اولین مورد به نحوه نوشتن من بر می گردد  ، وقتی که قرارشد گزارشی برای شرکت تهیه کنم، سریع شروع به نوشتن گزارش کردم چون  دوست داشتم آن را زود به انجام برسونم، با آنکه من برای تهیه آن گزارش 3 روز مهلت داشتم و می توانستم در این سه روزه با  آرامش و حوصله بند بند گزارش را آماده کنم. ولی متاسفانه خیلی سریع و درمدت زمان 3 الی 4  ساعت گزارشم را آماده کردم و ارسال کردم و بیشتر مدت زمان آن دو روز باقی مانده از فرصتم را، به مطالعه موارد غیر ضروری پرداختم. با آنکه گزارشم مورد تایید مدیریت قرار گرفت ولی خودم از آن گزارش رضایت نداشتم.  

مورد بعدی به متمم خوانی من بر می گردد. معمولا صبح ها بعد از روشن کردن رایانه به سایت متمم سر می زنم و درس های آن را مطالعه می کنم. خیلی سریع درس های متمم را مطالعه می کنم  حتی در مطالعه متن ها جمله ها را تا پایان نمی خونم همین که احساس می کنم منظور نویسنده را فهمیده ام به جمله بعدی می روم ( من از همون دانش آموز هایی هستم که در دوران مدرسه اولین نفر برگه هایم را تحویل می دادم).

مورد سوم مربوط می شود به خواندن کتاب STEP to Understanding   برای یادگیری زبان انگلیسی. در مطالعه این کتاب نیز خیلی عجله دارم.  و خیلی سریع دوست دارم مطالعه کتاب را تمام کنم، و بروم درس بعدی، با آنکه  می دانم یادگیری زبان به واسطه درگیر بودن با زبان نتیجه می دهد. ولی باز در خواندن  این کتاب عجله می کنم.

من حتی در جلسات کاری و مذاکره ای هم خیلی سریع اصل موضوع را مطرح می کنم و حوصله بحث های حاشیه ای را ندارم و دوست دارم هم خیلی زود جواب مورد نظرم را از طرف مقابل بگیرم.

با توجه به مطالب بالا که تقریبا یک هفته ای ذهن من را با خودش درگیر کرده بود. به این نتیجه رسیدم خرده مهارتی که می تواند به من خیلی کمک کند،  خرده مهارت " آرامتر انجام دادن" می باشد.

من باید تلاش کنم تا  فعالیت هایم را آرامتر انجام بدهم و سعی کنم از فرآیند و مسیر لذت ببرم تا نتیجه مسیر، آن وقت هم زندگی با لذت تری خواهم داشت و هم اینکه  نتایج فعالیت هایم مطلوب تر خواهد شد. و به عنوان یک میکرو اکشن از همین کامنت شروع کردم. الان که دارم می نویسم، خیلی دارم با خودم کلنجار می روم که عجله نکن و با حوصله انجام بدهم.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی

چگونه برای پروژه خود بودجه تهیه نماییم – قسمت دوم

در ادامه قسمت اول، در این پست به چند نکته تکمیلی در مورد تهیه بودجه برای پروژه خواهم پرداخت،

اولین نکته که به آن اشاره خواهم کرد، این است که تهیه بودجه به چه کار می آید و چه کمکی به مدیر پروژه خواهد کرد، با اهمیت ترین کمک هایی که تهیه بودجه به  ما خواهد کرد عبارتند از :

1-    می توان سود های پیش بینی شده را در مقابل هزینه های پیش بینی شده قرار داد و منطقی بودن و نبودن اجرای پروژه را مشخص نمود

2-    می توان مشخص نمود یا سرمایه لازم جهت اجرای پروژه وجود دارد یا نه؟ و درصورتیکه پاسخ نه می باشد، چه راه هایی را می توان برای تامین مالی آن در نظر گرفت

دومین نکته مهم در تهیه بودجه، توجه به انواع هزینه هاست و اینکه بدانیم برای هر پروژه دو نوع هزینه را باید در نظر گرفت، هزینه های مستقیم و هزینه های غیر مستقیم. هزینه های مستقیم که همانطور از نامش مشخص می باشد، مربوط به این پروژه خاص می باشد ولی نکته مهم دیگر هزینه های غیر مستقیم می باشد که شامل هزینه های بالاسری، عمومی، اداری، هزینه های دفتری و .... می شود.

نکته سوم که در تهیه بودجه می تواند به شما کمک کند، این است که در نظر داشته باشید تهیه بودجه هر پروژه از سه مرحله تشکیل می شود:

مرحله اول: برآورد تقریبی اولیه

مرحله دوم : برآورد مشروح با جزئیات بیشتر

مرحله سوم: بودجه تکمیل شده و تایید شده.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پیمان تسنیمی